چهارشنبه 20آذر1387
اصفهان امروز– امید شاهین
تاریک بود و
می بارید
در میان قطرات باران
می توانستی آشفته شوی و گُم
سیه روزی بود؛ آن شب
به دنبال گمگشته خویش بودم
نوری از فراسو، سوسو می زد
شهری زیبا به چشم می آمد
.
.
.
روز بر می آید و خورشید تابان
چهره حقیقی شهر و مردمان آن را
تو خواهی دید و من و ما نکند نظاره کنیم خرابه ای را
***
تخریب آثار تاریخی توسط ما آدم ها کم بود که ناگهان در میان داستان تلخ این روزهای میراث فرهنگی وطن، انجیری هم نقش آفرین شده و طبیعت نیز آدم آهنی های قرن اتم و رایانه را یاری می کند تا هر چه سریع تر به هدف خود دست یابند.
در خبرها آمده بود که "انجیری غول آسا در بدنه پل خواجو ریشه کرده و این پل در معرض خطر قرار دارد". حال باید دید که چگونه میراث فرهنگی و کارشناسان آثار تاریخی قصد دارند ریشه این درخت کهنسال را از ریشه تاریخ اصفهان و حتی ایران درآورده و مرهمی بر تن خواجوی زخمی بگذارند.
در این میان می توان پرسید که تاکنون چه اقدامی برای حفظ پل خواجو و مقابله با خطر صورت گرفته و آیا طرح مطالعاتی پیرامون رفع معضل یادشده در نظر گرفته شده است؟
البته معاون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اصفهان به صراحت گفته است که بودجه سازمان پاسخگوی این پروژه نیست و اصفهان نیازمند کمک های ملی و بودجه های کلان است. در همین راستا به اعتقاد نگارنده، میراث فرهنگی و آثار تاریخی این مرز و بوم به اندازه ای برای ایرانیان پاک نهاد دارای اهمیت است که اگر تشکل غیردولتی و یا حتی سازمان و یا نهادهای دولتی برای حفظ و نگهداری اثری همچون پل خواجو و یا تخت جمشید و ... دست نیاز به سوی مردم دراز کند؛ آن هنگام است که شوری بر پا می شود و شاهد خواهید بود که چگونه موضوع بودجه حل می شود. راستی؛ چرا که نه؟ چرا تشکل های غیردولتی فعال در عرصه میراث فرهنگی در انتظار نشسته اند تا فاجعه ای رخ دهد و سپس به میدان آمده و عرض اندام کنند؟ این میدان عمل است، تا دیر نشده اقدام کنید و یا دیگر میراث فرهنگی باشید.
هرچند که برخی کارشناسان و دوستداران آثار تاریخی نسبت به عملکرد این سازمان انتقاداتی را وارد می دانند و خواستار تلاش مضاعف و دوچندان سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان در رابطه با حفظ، مرمت و احیای گوهرهای بی بدیل تاریخ شهر گنبدهای فیروزه ای هستند. آنها به نمونه و رخدادی تلخ که چندی پیش به وقوع پیوست، اشاره می کنند؛ حکایت مترو و محور چهارباغ را که هنوز فراموش نکرده اید؟ قطار شهری، قلب تاریخ اصفهان را نشانه گرفته و می رود که سنگفرش های چهارباغ را زیر و رو کند، اما واکنش متولی دولتی میراث فرهنگی و آثار تاریخی چیست؟
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان در روزهای نخست که خبر عبور مترو از چهارباغ عباسی مطرح گردید، عکس العمل ضعیف و کمرنگی از خود نشان داد و حتی رییس این سازمان نه تنها مخالف شفاف و روشن خود را اعلام نکرد، بلکه اظهار داشت "اگر مترو آسیبی به چهارباغ و آثار موجود در آن وارد نکند، عبور قطار از چهارباغ عباسی مشکلی ندارد"؛ غافل از اینکه آسیب تنها فیزیکی و شامل تخریب بنا نیست و آسیب معنوی و دگرگون ساختن نامتناسب و نامناسب پیرامون یک بنا و یا محور تاریخی نیز نوعی از آسیب به شمار می آید. حال "این رشته سر دراز دارد"، چرا که با دنبال کردن مسیر قطار شهری اصفهان از چهارباغ عباسی، به اثری منحصر به فرد و بی نظیر در معماری و شهرسازی جهان به نام "سی و سه پل" می رسیم. در همین رابطه باید این سووال را مطرح نمود که مترو چگونه مسیرش را ادامه داده و از سی و سه پل عبور می کند؟
از دیدگاه مدیران شهری اصفهان، پاسخ به سووال یادشده بسیار آسان است؛ آنها می گویند همانطور که از چهارباغ پایین و چهارباغ بالا گذر کرد و بدون هیچ مقاومتی، چهارباغ عباسی را نیز به تسخیر خود درآورد.
شایان ذکر است؛ محور تاریخی چهارباغ شامل چهارباغ پایین، عباسی و بالا کنونی است، بر خلاف اینکه برخی تصور می کنند چهارباغ بالا و چهارباغ پایین سابقه چندانی نداشته و از نظر تاریخی قدمت ندارند.
حتی چند سال پیش از سوی یکی از مدیران ارشد میراث فرهنگی استان اعلام شد در حفاری های قطار شهری در چهارباغ بالا، سر در کاخ شاه عباس(مقابل بیمارستان شریعتی) تخریب گردید.
این در حالی است که بسیاری از مدیران شهر اصفهان همچون شهردار و رییس شورای شهر تاکنون بارها و بارها از عدم وجود خطر برای میراث فرهنگی بر اثر عبور مترو صحبت به میان آورده و این پروژه عمرانی را با نمونه هایی مشابه در دیگر شهرهای تاریخی مقایسه کرده اند. به عنوان مثال؛ با هدف بررسی کارشناسی و به دور از احساسات زودگذر و لحظه ای، روزنامه اصفهان امروز پژوهشی را انجام داد و به نتایج شگفت انگیزی دست یافت. احداث خط – مترو شهر "رم" ایتالیا که از جمله قطب های تاریخی اروپا به شمار می آید، نمونه ای مطلوب برای شناخت شیوه اجرای پروژه و مقایسه آن با روند احداث مترو در اصفهان است.
جالب است بدانید که در سومین خط مترو رم، نزدیک به 5/17 میلیون فوت مکعب خاکبرداری "دستی" پیش بینی شده و مدت زمان اجرای آن در محور تاریخی شهر معادل 8سال می باشد.
نکته قابل توجه در پژوهش یادشده، عملیات خاکبرداری به شیوه دستی است؛ یعنی اینکه عملیات حفر تونل در رم به صورت سانتی متری پیش می رود و نیروی انسانی متخصص و کارشناس، مسوولیت خاکبرداری را به شکل سنتی بر عهده دارد تا اگر به شی و یا اثر تاریخی و باستانی برخورد کرد، آن را شناسایی، برداشت و حفاظت نماید. در این راستا، با نگاهی گذرا به عملیات احداث مترو در اصفهان به عمق فاجعه پی خواهید برد، زیرا شما در حفاری تونل های مربوط به قطار شهری در قطب گردشگری ایران، نشانی از خاکبرداری دستی نخواهید دید و این دستگاه TBM است که دل خاک پرگهر اصفهان را می شکافد و بدون قدرت تشخیص به پیش می تازد. گمان می کنم اشاره به نمونه فوق گویای تمام واقعیت ها و تفاوت ها باشد و شاید دیگر مدیری با بیان اینکه "مترو در تمام شهرهای تاریخی راه اندازی شده و اصفهان نیز از شهرهایی همچون پاریس، رم، مسکو و ... مستثنی نیست"، به توجیه اندیشه ها و طرح های اشتباه نپردازد. البته به اعتقاد نگارنده و بسیاری از هوادران میراث فرهنگی، احداث قطار شهری در اصفهان نه تنها با هیچ اشکالی مواجه نیست، بلکه برای کلان شهری همچون "اصفهان بزرگ" و رو به توسعه، لازم و ضروری است، اما با طرح های بدون اشکال و کارشناسی.
این روزها که خبری از مترو اصفهان نیست و نسبت به روزهای نخستی که خبر حفر تونل مترو در چهارباغ عباسی مطرح شد، موضوع مورد توجه رسانه ها و کارشناسان امر قرار ندارد. به بیانی صحیح تر؛ تب افراطی "مترو ستیزی" فروکش کرده و حتی هواداران "منطق مدار" آثار تاریخی و میراث فرهنگی هم سکوت اختیار کرده اند که این مسأله؛ قابل بررسی و تأمل است.
فراموش نکنیم اصفهان ما و ایران عزیزمان هنوز تاوان "جهان نما" را پس می دهند، جهان نمایی که جهانی را هوشیار کرد و نسبت به اصفهان و میدان نقش جهان آن، مردمانی از سراسر کره خاکی را حساس نمود. در خبرها آمده بود بحث جهان نما و میدان نقش جهان و سپس عبور مترو از چهارباغ عباسی، بسیاری از پرونده های ایران برای ثبت آثار تاریخی در فهرست یونسکو را تحت تأثیر قرار داده و حتی پرونده ثبت محور تاریخی چهارباغ نیز از دستور کار خارج شده است.
آری؛ این است نتیجه بی تدبیری و قهر جهانی با ما برای آنچه که در چشم ایرانیان بی ارزش است و از نظر مردمان دیگر کشورها، گوهری تابناک و ماندگار در تقویم و تاریخ بشر.
دلم تنگ است
دلم می سوزد از باغی که می سوزد
نه دیداری
نه بیداری
نه دستی از سر یاری
مرا آشفته می دارد
چنین آشفته بازاری
اصفهان امروز– امید شاهین
تاریک بود و
می بارید
در میان قطرات باران
می توانستی آشفته شوی و گُم
سیه روزی بود؛ آن شب
به دنبال گمگشته خویش بودم
نوری از فراسو، سوسو می زد
شهری زیبا به چشم می آمد
.
.
.
روز بر می آید و خورشید تابان
چهره حقیقی شهر و مردمان آن را
تو خواهی دید و من و ما نکند نظاره کنیم خرابه ای را
***
تخریب آثار تاریخی توسط ما آدم ها کم بود که ناگهان در میان داستان تلخ این روزهای میراث فرهنگی وطن، انجیری هم نقش آفرین شده و طبیعت نیز آدم آهنی های قرن اتم و رایانه را یاری می کند تا هر چه سریع تر به هدف خود دست یابند.
در خبرها آمده بود که "انجیری غول آسا در بدنه پل خواجو ریشه کرده و این پل در معرض خطر قرار دارد". حال باید دید که چگونه میراث فرهنگی و کارشناسان آثار تاریخی قصد دارند ریشه این درخت کهنسال را از ریشه تاریخ اصفهان و حتی ایران درآورده و مرهمی بر تن خواجوی زخمی بگذارند.
در این میان می توان پرسید که تاکنون چه اقدامی برای حفظ پل خواجو و مقابله با خطر صورت گرفته و آیا طرح مطالعاتی پیرامون رفع معضل یادشده در نظر گرفته شده است؟
البته معاون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اصفهان به صراحت گفته است که بودجه سازمان پاسخگوی این پروژه نیست و اصفهان نیازمند کمک های ملی و بودجه های کلان است. در همین راستا به اعتقاد نگارنده، میراث فرهنگی و آثار تاریخی این مرز و بوم به اندازه ای برای ایرانیان پاک نهاد دارای اهمیت است که اگر تشکل غیردولتی و یا حتی سازمان و یا نهادهای دولتی برای حفظ و نگهداری اثری همچون پل خواجو و یا تخت جمشید و ... دست نیاز به سوی مردم دراز کند؛ آن هنگام است که شوری بر پا می شود و شاهد خواهید بود که چگونه موضوع بودجه حل می شود. راستی؛ چرا که نه؟ چرا تشکل های غیردولتی فعال در عرصه میراث فرهنگی در انتظار نشسته اند تا فاجعه ای رخ دهد و سپس به میدان آمده و عرض اندام کنند؟ این میدان عمل است، تا دیر نشده اقدام کنید و یا دیگر میراث فرهنگی باشید.
هرچند که برخی کارشناسان و دوستداران آثار تاریخی نسبت به عملکرد این سازمان انتقاداتی را وارد می دانند و خواستار تلاش مضاعف و دوچندان سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان در رابطه با حفظ، مرمت و احیای گوهرهای بی بدیل تاریخ شهر گنبدهای فیروزه ای هستند. آنها به نمونه و رخدادی تلخ که چندی پیش به وقوع پیوست، اشاره می کنند؛ حکایت مترو و محور چهارباغ را که هنوز فراموش نکرده اید؟ قطار شهری، قلب تاریخ اصفهان را نشانه گرفته و می رود که سنگفرش های چهارباغ را زیر و رو کند، اما واکنش متولی دولتی میراث فرهنگی و آثار تاریخی چیست؟
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان در روزهای نخست که خبر عبور مترو از چهارباغ عباسی مطرح گردید، عکس العمل ضعیف و کمرنگی از خود نشان داد و حتی رییس این سازمان نه تنها مخالف شفاف و روشن خود را اعلام نکرد، بلکه اظهار داشت "اگر مترو آسیبی به چهارباغ و آثار موجود در آن وارد نکند، عبور قطار از چهارباغ عباسی مشکلی ندارد"؛ غافل از اینکه آسیب تنها فیزیکی و شامل تخریب بنا نیست و آسیب معنوی و دگرگون ساختن نامتناسب و نامناسب پیرامون یک بنا و یا محور تاریخی نیز نوعی از آسیب به شمار می آید. حال "این رشته سر دراز دارد"، چرا که با دنبال کردن مسیر قطار شهری اصفهان از چهارباغ عباسی، به اثری منحصر به فرد و بی نظیر در معماری و شهرسازی جهان به نام "سی و سه پل" می رسیم. در همین رابطه باید این سووال را مطرح نمود که مترو چگونه مسیرش را ادامه داده و از سی و سه پل عبور می کند؟
از دیدگاه مدیران شهری اصفهان، پاسخ به سووال یادشده بسیار آسان است؛ آنها می گویند همانطور که از چهارباغ پایین و چهارباغ بالا گذر کرد و بدون هیچ مقاومتی، چهارباغ عباسی را نیز به تسخیر خود درآورد.
شایان ذکر است؛ محور تاریخی چهارباغ شامل چهارباغ پایین، عباسی و بالا کنونی است، بر خلاف اینکه برخی تصور می کنند چهارباغ بالا و چهارباغ پایین سابقه چندانی نداشته و از نظر تاریخی قدمت ندارند.
حتی چند سال پیش از سوی یکی از مدیران ارشد میراث فرهنگی استان اعلام شد در حفاری های قطار شهری در چهارباغ بالا، سر در کاخ شاه عباس(مقابل بیمارستان شریعتی) تخریب گردید.
این در حالی است که بسیاری از مدیران شهر اصفهان همچون شهردار و رییس شورای شهر تاکنون بارها و بارها از عدم وجود خطر برای میراث فرهنگی بر اثر عبور مترو صحبت به میان آورده و این پروژه عمرانی را با نمونه هایی مشابه در دیگر شهرهای تاریخی مقایسه کرده اند. به عنوان مثال؛ با هدف بررسی کارشناسی و به دور از احساسات زودگذر و لحظه ای، روزنامه اصفهان امروز پژوهشی را انجام داد و به نتایج شگفت انگیزی دست یافت. احداث خط – مترو شهر "رم" ایتالیا که از جمله قطب های تاریخی اروپا به شمار می آید، نمونه ای مطلوب برای شناخت شیوه اجرای پروژه و مقایسه آن با روند احداث مترو در اصفهان است.
جالب است بدانید که در سومین خط مترو رم، نزدیک به 5/17 میلیون فوت مکعب خاکبرداری "دستی" پیش بینی شده و مدت زمان اجرای آن در محور تاریخی شهر معادل 8سال می باشد.
نکته قابل توجه در پژوهش یادشده، عملیات خاکبرداری به شیوه دستی است؛ یعنی اینکه عملیات حفر تونل در رم به صورت سانتی متری پیش می رود و نیروی انسانی متخصص و کارشناس، مسوولیت خاکبرداری را به شکل سنتی بر عهده دارد تا اگر به شی و یا اثر تاریخی و باستانی برخورد کرد، آن را شناسایی، برداشت و حفاظت نماید. در این راستا، با نگاهی گذرا به عملیات احداث مترو در اصفهان به عمق فاجعه پی خواهید برد، زیرا شما در حفاری تونل های مربوط به قطار شهری در قطب گردشگری ایران، نشانی از خاکبرداری دستی نخواهید دید و این دستگاه TBM است که دل خاک پرگهر اصفهان را می شکافد و بدون قدرت تشخیص به پیش می تازد. گمان می کنم اشاره به نمونه فوق گویای تمام واقعیت ها و تفاوت ها باشد و شاید دیگر مدیری با بیان اینکه "مترو در تمام شهرهای تاریخی راه اندازی شده و اصفهان نیز از شهرهایی همچون پاریس، رم، مسکو و ... مستثنی نیست"، به توجیه اندیشه ها و طرح های اشتباه نپردازد. البته به اعتقاد نگارنده و بسیاری از هوادران میراث فرهنگی، احداث قطار شهری در اصفهان نه تنها با هیچ اشکالی مواجه نیست، بلکه برای کلان شهری همچون "اصفهان بزرگ" و رو به توسعه، لازم و ضروری است، اما با طرح های بدون اشکال و کارشناسی.
این روزها که خبری از مترو اصفهان نیست و نسبت به روزهای نخستی که خبر حفر تونل مترو در چهارباغ عباسی مطرح شد، موضوع مورد توجه رسانه ها و کارشناسان امر قرار ندارد. به بیانی صحیح تر؛ تب افراطی "مترو ستیزی" فروکش کرده و حتی هواداران "منطق مدار" آثار تاریخی و میراث فرهنگی هم سکوت اختیار کرده اند که این مسأله؛ قابل بررسی و تأمل است.
فراموش نکنیم اصفهان ما و ایران عزیزمان هنوز تاوان "جهان نما" را پس می دهند، جهان نمایی که جهانی را هوشیار کرد و نسبت به اصفهان و میدان نقش جهان آن، مردمانی از سراسر کره خاکی را حساس نمود. در خبرها آمده بود بحث جهان نما و میدان نقش جهان و سپس عبور مترو از چهارباغ عباسی، بسیاری از پرونده های ایران برای ثبت آثار تاریخی در فهرست یونسکو را تحت تأثیر قرار داده و حتی پرونده ثبت محور تاریخی چهارباغ نیز از دستور کار خارج شده است.
آری؛ این است نتیجه بی تدبیری و قهر جهانی با ما برای آنچه که در چشم ایرانیان بی ارزش است و از نظر مردمان دیگر کشورها، گوهری تابناک و ماندگار در تقویم و تاریخ بشر.
دلم تنگ است
دلم می سوزد از باغی که می سوزد
نه دیداری
نه بیداری
نه دستی از سر یاری
مرا آشفته می دارد
چنین آشفته بازاری
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر