۱۳۸۷ آذر ۵, سه‌شنبه

بیماران خاص اصفهانی نگران دارو نباشند

اصفهان امروز- زهرا محمدی
5 آذر 1387
محمد رضا شانه ساز، معاون غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی اصفهان گفت: وضعیت دارویی استان اصفهان نسبت به سال های اخیر بسیار مناسب است به طوریکه ما تا پایان سال از ذخیره دارویی برای بیماری های خاص برخوردار هستیم.
وی در گفتگو با اصفهان امروز اظهار داشت: همچنین سهمیه دارویی استان در سال جاری به نسبت تعداد بیماران خاص و جمعیت استان افزایش یافته و اکنون سهمیه دارویی اصفهان 5/7 درصد از سهمیه کل دارویی کشور است.
وی افزود: البته برخی از اقلام دارویی برای بیماری های خاص از سهمیه بیشتری برخوردار هستند.
معاون غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پیرامون کارت هوشمند تصریح کرد: بیماران تنها برای خرید داروهای گران قیمت می توانند از کارت هوشمند استفاده کنند، البته اگر بیمار از بیمه خدمات درمانی برخوردار باشد تنها مبلغ ناچیزی را برای خرید دارو می پردازد.
وی با اشاره به ارایه برخی از داروها تنها در هلال احمر بیان داشت: سیاست ما این است که یک بیمار هر ماهه برای تهیه دارو از شهرستان دور به مرکز استان نیاید و داروخانه ها از تمام اقلام دارویی برخوردار باشند.
شانه ساز ادامه داد: طی چند سال اخیر اقدامات جدی در این زمینه صورت گرفته است، اما به علت عدم اطلاع مردم وپزشکان همچنان شهروندان به هلال احمر مراجعه می کنند.
معاون غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پیرامون اختلافاتی که بین انجمن داروسازان و هلال احمر وجود دارد، خاطر نشان ساخت: این موضوع بحث صنفی است که دلایل خاص خود را دارند، اما معاونت غذا و دارو همیشه تلاش کرده تا جاییکه ممکن است و آسیبی به مصرف کننده نرسد، مردم داروهای مورد نیازشان را از بخش خصوصی تهیه کنند.
وی گفت: ما طی چند سال گذشته با اطلاع رسانی مناسب تلاش کردیم پزشکان مردم دارو ا در نزدیک ترین محل اقامت خود تهیه کنند.
شانه ساز افزود: علاوه بر شماره تلفنی ثابت 6699614-0311 که به صورت شبانه روزی پاسخگوی شهروندان بوده و به آنها در زمینه دارویی اطلاع رسانی می کند. سایت خود را با داروخانه ها لینک کرده ایم و اگر اعتبارات لازم تامین شود از طریق سایت دارویی می توانیم به تمام بیماران اطلاع رسانی کنیم.

۱۳۸۷ آذر ۲, شنبه

کتاب، داروی جامعه بیمار ما

2 آذر 1387
اصفهان امروز-زهرا محمدی
وقتی کنار مادی نیاصرم واقع در میدان انقلاب قدم می زنی، در بین لباس فروشی هایی که یک سوی مادی قرار گرفته اند مغازه ای را می بینی که هیج سنخیتی با مغازه های اطراف خود ندارد. روی سر در این مغازه نوشته شده "انتشارات اندیشه"؛ اما نه به انتشاراتی ها شبیه است و نه با کتابفروشی های سطح شهر همخوانی دارد.
کتابفروشی اندیشه با 25سال سابقه فعالیت مانند انباری از کتاب است که هیچ اثر و نشانی از نظم، ترتیب و یا چیدمانی خاص برای کتاب ها در آن مشاهده نمی کنی، اینجا تنها کوهی از کتاب خاک گرفته را می بینی که به دلیل محدودیت فضا و قفسه روی زمین چیده شده و فاصله چندانی تا رسیدن به سقف ندارند. دلت برای کتاب هایی که زیر زیر قرار گرفته اند، می سوزد. آیا چشم کسی به آنان می افتد. اما به هر جهت امروز این کتابفروشی پایگاه عاشقان کتاب شده است. هرچند در این مغازه بر خلاف دیگر کتابفروشی ها، آزادی و اختیار کامل برای جستجوی کتاب را داری، ولی به دلیل فضای اندکی که به مشتری اختصاص یافته (تازه قسمتی از آن را هم یک صندلی فرسوده و نیمه شکسته ای پر کرده است) اگر ندانی چه کتابی را می خواهی باید از جستجو و یا مشاهده عناوین کتاب صرف نظر کنی.
صاحب کتابفروشی اندیشه، پس از سال ها فعالیت در شغل کتابداری در کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان همچنان خستگی ناپذیر، عمر خود را روی کتاب گذاشته است. ناصر مطیعی با تاسیس این کتابفروشی در 16 آذرماه سال 1362 در راه توسعه فرهنگ کتابخوانی در شهر قدم برداشته و امروز به "تسبیح نویسندگان" معروف شده است. مطیعی بیشتر از اینکه یک کتابفروش باشد، کتابدار بوده است و این رفتار قابل توجه و آموختنی خود را با رسم امانت دادن کتاب به مشتریان کتابفروشی اش، کاری که امروزه کمتر کتابفروشی انجام می دهد، همچنان دنبال می کند.
وضعیت مغازه با آشفتگی و نابه سامانی 50 عنوان کتاب باعث شده که فروشنده همیشه مورد انتقاد مشتریان باشد، اما خود ناصر مطیعی نیز از وضعیت کنونی مغازه اش راضی نیست...
*با مغازه های اطراف که بیشتر لباس فروشی هستند، مشکلی ندارید؟
بهتر است خودتان تحقیق کنید. بیشتر آنها نسبت دیوانه به من می دهند و هر روز می گویند چرا این همه "آشغال"!! در این مغازه جمع کرده ای. آنها عقیده دارند که کتاب درآمدی ندارد و می گویند من کتاب ها را در این مادی بریزیم و یک لباس فروشی باز کنم تا حدقل شبی 50هزار تومان برای خانواده ام خرجی ببرم.
* عکس العمل شما چیست؟
آنها روح من را به آت و آشغال تشبیه می کنند، اما من عقیده دارم در جامعه بیمار ما؛ دارویی جز کتاب وجود ندارد.
* حالا آیا واقعاً کتابفروشی درآمد ندارد؟
سووالی کردید که دلم را به درد آورد. شرم آور است بگویم؛ اما درآمد من از کتابفروشی صفر است و دفترچه خرید و فروشم که طی 20 سال هنوز به پایان نرسیده، گواه این حرفم است.
* خودتان در روز چند ساعت کتاب می خوانید؟
با تمام گرفتاری هایی که در زندگی دارم حداقل یک ساعت در روز کتاب می خوانم، البته کتاب شعری به نام "ماه اما سرگردان" نیز منتشر کرده ام.
* چرا وضعیت کتابفروشی مطیعی پس از 30سال فعالیت هنوز به این شکل است؟
بسیاری از دوستان به من انتقاد می کنند که ظاهر مغازه ات اهانت به کتاب است، آنها اعتقاد دارند انبار درست کرده ام نه کتابفروشی، اما باید در جواب تمام کسانی که انتقاد می کنند بگویم امروزه که یک متر زمین، یک میلیون تومان است آیا چاره ای جز نگه داشتن این فضای محدود دارم؟
* اما اگر بخواهید در این فضای کوچک هم می توانید کتاب ها را ساماندهی کنید؟
متشکرم از اینکه به راحتی حرفتان را می زنید، من سال ها کتابدار کتابخانه دانشگاه اصفهان بوده ام و با طبقه بندی موضوعی آشنا هستم، اما چه کنم که فضای محدود اجازه چنین طبقه بندی را به من نمی دهد.
* آیا رسم امانت دادن کتاب را از شغل قبلی خود به یادگار دارید؟
در دانشگاه اصفهان دانشجو با ارایه کارت دانشجویی یک کتاب به امانت می برد و پس از یک هفته باز می گرداند، من فکر کردم خوب است این کار را در کتابفروشی نیز انجام دهم، اما این هزاران کارتی را که امروز مشاهده می کنید گویای این است که حداقل یک هزار جلد کتاب از من امانت برده اند و پس نیاورده اند.
* پس چرا ناصر مطیعی پس از این همه خیانتی که از همشهریان خود دیده، همچنان کارش را ادامه می دهد؟
متأسفانه بیشتر کارت هایی که به من داده می شود، باطل است و من این موضوع را می فهمم، ولی هنوز کارم را با کمال میل ادامه می دهم، برای همین است که می گویم درآمدم صفر است.
* شما 5سال پیش انجمن حفاظت از آثار تاریخی را در اصفهان تشکیل دادید، آیا همچنان عضو این انجمن هستید؟
ایده این کار از آقای حسامیان بود و اولین حرکت ما نیز پیرامون مترو و جلوگیری از عبور آن از چهارباغ عباسی آغاز شد. حال همیشه یکی از صحبت های ما پیرامون خیانتی است که در حق اصفهان به عنوان یک شهر توریستی شده است. همان طور که می دانید دومین درآمد کشور می تواند صنعت توریسم باشد که اقتصاد ما را تقویت می کند.
* آیا تاکنون این انجمن در زمینه مترو به نتیجه ای هم رسیده است؟
هرچقدر حرص و جوش خوردیم به ما گفتند شما که مدرکتان "مهندسی" نیست درباره عبور مترو اظهارنظر نکنید. اخیراً نیز می گویند شهر به مترو نیاز دارد و شما هم نماینده مردم نیستید.
* انشاءا... که صدسال عمر کنید، اما آیا تاکنون اندیشیده اید که در نبود شما سرانجام این کتاب ها چه خواهد شد؟
امیدوارم این کتاب ها به دست اهلش برسد، اما به خانواده ام وصیت کرده ام که پس از مرگم کتاب ها را به دانشگاه اصفهان اهدا کنند، زیرا من تمام عمرم را در این دانشگاه گذرانده ام و می دانم جای کتاب ها محفوظ خواهد ماند.
***
عابرین دور دست/ بی قرار نقش گنبد/ خیره بر گلبوته های دلنواز/ عاشق آیات خوش خط و نگار/ خویش را گرم تماشایند/ عابرین، ای عابرین بی قرار/ شاخه گلبوته ها کاین سان شما را می فریبد/ می دهد پیغامتان آرام از: فریادها، غم ها

۱۳۸۷ آبان ۲۸, سه‌شنبه

چهارباغ ،شکوه بر باد رفته

سه شنبه 28 آبان1387
اصفهان امروز- امید شاهین
در خبرها آمده بود که تونل مترو در خیابان چهارباغ عباسی حفر شده، اما باور این مسأله کمی سخت است؛ چرا که از چنین پروژه عظیمی و خاکبرداری آن و همچنین کارگاه های مربوطه، حدفاصل میدان انقلاب تا میدان امام حسین هیچ نشانه ای قابل مشاهده نیست. همانطور که این کارگاه ها در خیابان هایی همچون کاوه، چهارباغ پایین، چهارباغ بالا، هزارجریب و ... احداث شده و عملیات خاکبرداری در قطعه های جنوبی و شمالی در حال انجام است. همچنین دفع پساب های حاصل از حفاری ها و تهویه کارگاه های زیرزمینی و تونل مورد نظر، نکته مهمی می باشد که در محور چهارباغ عباسی صورت نمی گیرد.
با توجه به نکات یادشده به نظر می رسد هنوز تونل قطار در بستر چهارباغ حفر نشده است، ولی اینکه مدیران قطار شهری و برخی اعضای شورای شهر به اصرار بر انجام این عملیات تاکید می کنند، مسأله ای است که باید مورد بررسی دقیق تر قرار گیرد. البته شاید هم تونل مترو اکنون از چهارباغ عباسی گذشته و در میدان انقلاب و برای تعیین مسیر بعدی خود، لحظه شماری می کند.
حال اگر چنین رخداد تلخی به وقوع پیوسته باشد، موضوعی قابل طرح است و آن تخلف مدیران سازمان قطار شهری اصفهان و حومه و سرپیچی آنها از مصوبه شورای عالی ترافیک می باشد. اینکه چه عواقبی در انتظار مدیران این سازمان است و چگونه می خواهند پاسخگوی تخلف و حفاری غیرمجازشان باشند، بحثی است که باید در مطلب دیگری به آن پرداخت.
در ادامه این مقاله و با تصور حفر تونل مترو در چهارباغ عباسی، ذکر 3 نکته از آینده این خیابان تاریخی و وضعیت آن هنگام عبور قطار شهری خالی از لطف نیست!
1- با فرض بر اینکه تونل مترو در چهارباغ عباسی حفر شده و در ادامه ایستگاه های مربوطه در این محور احداث شود، با عبور قطار از مسیر مورد نظر و در هر ایستگاه تعداد بسیاری مسافر سوار و یا پیاده می شوند. تا اینجای ماجرا، هیچ اشکالی به موضوع احداث ایستگاه در چهارباغ عباسی وارد نیست، اما اگر دید خود را وسیع تر کرده و از عمق زمین، به سطح این خیابان نگاه کنیم؛ خواهیم دید که در اطراف هر ایستگاه تعدادی مسافر در حال ورود و یا در حال خروج از تونل مترو هستند. چنین فضایی پیرامون تمامی ایستگاه های مترو در سراسر جهان قابل رویت است، حتی در همین تهران نیز اگر با دقت به خیابان هایی که قطار از آنان عبور کرده توجه کنید، شهروندان و مسافرانی را خواهید دیدکه مسافر مترو می باشند. به بیانی دیگر، کوچه ها و خیابان های اطراف هر ایستگاه قطار شهری، تحت تأثیر قرار گرفته و به نوعی "فضاهای ترمینالی کوچک" کنار ایستگاه ها و توقفگاه های مترو ایجاد می شود.
از سوی دیگر، عبور مترو از چهارباغ عباسی موجب می گردد شهروندان، این خیابان و مسیر را برای ترددهای روزانه خویش انتخاب کنند. به عنوان نمونه؛ تصور کنید فردی را که قصد داشته باشد از میدان بزرگمهر به سمت میدان شهدا حرکت کند؛ در حال حاضر هیچ کدام از شهروندان اصفهانی به علت ترافیک بیش از حد و یا هزینه تاکسی از بزرگمهر به سمت میدان انقلاب و سپس شهدا تردد نمی کنند، بلکه از بزرگمهر به میدان قدس و بعد از آن به مقصد اصلی خود یعنی میدان شهدا می روند، اما پس از عبور مترو از چهارباغ عباسی، شهروندان از بزرگمهر به سمت انقلاب و از آنجا با قطار شهری به سوی شهدا خواهند رفت؛ چرا که هم از ترافیک "انقلاب تا شهدا" و یا "بزرگمهر تا قدس" دیگر خبری نیست و هم به احتمال فراوان، کرایه مترو بسیار ارزان تر از تاکسی خواهد بود و تردد با آن از نظر صرفه جویی در وقت و هزینه، نسبت به تاکسی و یا اتوبوس واحد اولویت خواهد داشت. شما به نمونه یادشده؛ مسیرهای چهار راه فلسطین - میدان آزادی، انقلاب – میدان جمهوری و ... را نیز اضافه کنید. در چنین شرایطی، دسته دسته مسافران و شهروندان خود را به ایستگاه های مترو در چهارباغ عباسی رسانده، تا از این خیابان مبداء، به سمت مقصدشان حرکت کنند.
حال به اعتقاد شما، ازدحام بیش از اندازه جمعیت در محور چهارباغ عباسی با هدف تردد با مترو و فضای ترمینالی که پیرامون هر ایستگاه قطار به وجود می آید، آیا شایسته این خیابان منحصر به فرد تاریخی است؟
2- در کنار آثار تاریخی موجود در خیابان چهارباغ عباسی، درختان سر به فلک کشیده از جمله ویژگی های این خیابان است که چشم هر شهروند ایرانی و یا گردشگر خارجی را برای مدتی هر چند اندک نوازش می دهند. درختانی که صفا و طراوتی خاص به چهارباغ عباسی بخشیده و در طول ادوار مختلف تاریخی وجود داشته اند. در این میان؛ برای احداث ایستگاه ها و ساختمان های مترو، باید درختان چهارباغ عباسی قطع شوند، همانطور که این رخداد تلخ در چهارباغ بالا و ایستگاه مقابل بیمارستان شریعتی به وقوع پیوست. (شایان ذکر است؛ خیابان چهارباغ زمان شاه عباس کبیر از حدود میدان آزادی کنونی و خیابان هزارجریب آغاز می شده و تا میدان شهدا ادامه داشته است. البته این خیابان تاریخی در حال حاضر هم تقریباً در همین طول و با عناوین چهارباغ بالا، چهارباغ عباسی و چهارباغ پایین وجود دارد، اما عملیات احداث تونل مترو در چهارباغ بالا و چهارباغ پایین به راحتی انجام شد و حتی بسیاری از آثار موجود در این خیابان ها به جا مانده ازدوران صفوی از بین رفت).
تا بیش از این از محور کلام دور نشده ایم، بازگردیم به بحث درختان خیابان چهارباغ عباسی. چندی پیش یکی از مدیران شهری اظهار داشته بود که درختان چهارباغ عباسی، قدمت چندانی ندارند.
حال شاید منظور وی، سال کاشت برخی درختان این خیابان بوده که درست گفته است؛ زیرا در عصر پهلوی و پس از پیروزی انقلاب، تعدادی نهال به جای درختان کهن این خیابان کاشته شد. اما نکته قابل توجه این است که "ترکیب بندی" و طراحی چهارباغ در زمان شاه عباس، با لحاظ درختان، نهرها، جوی های متعدد و ... صورت گرفته است. یعنی درخت، از نظر معماری عنصری جدایی ناپذیر از چهارباغ است و قدمت وجود آن با این خیابان برابر می باشد. در همین راستا، می توان به خاطرات گردشگران خارجی از اصفهان اشاره کرد که در تمام نوشته های آنها، ردپایی از وجود درخت در خیابان چهارباغ قابل مشاهده است.
دکتر "هنریش بروگش"، استاد دانشگاه برلین و شرق شناس که در سال 1859 میلادی به اصفهان سفر کرده، در خاطرات خود می نویسد: "چهارباغ واقعاً یک خیابان زیبا، باشکوه و بی مانند است و در این خیابان هم مانند سایر آثار اصفهان شکوه طبیعت و هنر انسانی با هم به طور هماهنگ آمیخته شده و یک اثر بدیع و تماشایی به وجود آورده است.
این خیابان با بولوار زیبا در اواخر قرن شانزدهم میلادی به وسیله شاه عباس کبیر ساخته شده است و عرض آن در حدود 36 قدم بزرگ و طولش به ضمیمه پلی که به آن منتهی می شود، بالغ بر 4310 قدم بزرگ است. در وسط این خیابان در فواصل معینی حوض هایی با فواره های زیاد ساخته شده است. در اطراف بولوار نیز درختان چنار، سر به فلک کشیده اند."
همچنین "کنت دوگوبینو" که در سال 1861 از سوی ناپلئون سوم، امپراطور فرانسه مأمور خدمت در ایران شد و 2سال به عنوان وزیرمختار در کشور مابه سر برد، پیرامون چهارباغ تصریح کرده است: "هنوز چهارباغ درختان زیبا دارد که همانند یک بلوار باشکوه در دو سوی آن بناهایی درخور این درختان زیبا قرار گرفته و در فواصل معین، استخرهای بزرگ آنها را قطع می کند".
دکتر ویلز انگلیسی هم در سال 1869 میلادی(1249 شمسی) نوشته است: "چهارباغ اصلی شامل دو خیابان عریض و وسیع است که در سرتاسر طرفین آن درخت های چنار کهن دیده می شود. افسوس که این چنارهای زیبا به علت بی توجهی مرتباً در حال از بین رفتن است و اغلب به علت پوسیدگی میان آنها، با صدایی ناهنجار در اثر وزش بادهای تند سقوط می کنند و از جا کنده می شوند، از طرفی در هر مورد که عوامل حکومتی نیاز به تنه درخت یا چوب فراوان پیدا می کنند بدون معطلی به سراغ این چنارهای زیبا و کهن سال می روند، در حالی که اصلاً به فکر کاشتن نهالی دیگر به جای آنها نیستند".
در خصوص چهارباغ، به غیر از نوشته های "شاردن" (فیلسوف، سیاح، نویسنده و بازرگان فرانسوی) که چهارباغ رویایی اصفهان را بی نظیر و تکه ای از بهشت جا مانده بر زمین توصیف می کند؛ "دیولافوآ" نیز که به همراه شوهرش "مارسل دیولا فوآ" (باستان شناس معروف) در روز 16 اوت 1881 میلادی به اصفهان سفر کرده، می نویسد: "من حیران و مبهوت، در فکر مقدرات عجیب و غریب و تصادفات روزگار، بودم و با خیالات فلسفی راه می پیمودم که ناگهان چشمم روشن شد و منظره دلگشای خیابان چهارباغ در نظرم پدیدار گردید. گفتم الحمد ا... که جای آبادی را می بینم. این خیابان گردشگاه با نشاطی است که درختان برومند آن در زمان شاه عباس کاشته شده است. چهارباغ را شاه عباس در روی املاک موقوفه ساخته و مال الاجاره آنها را همه ساله می پردازد.
در اینجا پنج خیابان عریض امتداد دارد که چنارهای 300 ساله بر آنها سایه افکنده اند، اما قرون گذشته به این درختان پیر، حس ترحمی نشان نداده اند،؛ عده زیادی از آنها خشکیده و حفره های حزن آوری در آنها تولید شده است."
مریت هاکس، بارتولد روسی، چریکوف، کمپفر، تاورنیه، پیتر دلاواله و ... هم در خاطرات سفرشان به اصفهان از چهارباغ و درختان آن بسیار نوشته اند که ذکر هر یک، درقالب کتابی جداگانه شایسته است و جز این، خیانت به موضوع خواهد بود.
به غیر از بحث درختان، بعد دیگر تخریب نما و بافت منحصر به فرد چهارباغ عباسی بر اثر عبور مترو، جانمایی و ایجاد "هواکش" های صنعتی بسیار بزرگ برای تبادل اکسیژن بین محیط داخل تونل با محیط خارج از آن و تهویه گازهای سمی است.
در چنین شرایطی شما به عنوان یک شهروند اصفهانی، چهارباغ عباسی را چگونه تصور می کنید؟ آیا اصلاً این خیابان بدون درخت و با هواکش های صنعتی قابل تصور است؟!
3- و اما شایدمهمترین دلیل مخالفت دوستداران میراث فرهنگی با عبور مترو از چهارباغ عباسی، وجود آثار تاریخی ناب و ارزشمند در این محور باشد. مدرسه چهارباغ و کاخ هشت بهشت نمونه ای از آثار یاد شده هستند که به نظر می رسد اکنون در معرض خطر قرار دارند. برخی کارشناسان میراث فرهنگی و آثار تاریخی معتقدند که حفاری تونل مترو از یک سو و عبور قطار از تونل از سوی دیگر برای مدرسه چهارباغ خطراتی را در پی دارد.
در این میان، مدیران قطار شهری اصفهان و بعضی از اعضای شورای شهر مدعی شده اند تونل مترو با عمق و فاصله مناسب از مدرسه چهارباغ و در مسیر پیاده روی خیابان چهارباغ عباسی حفر شده، این در حالی است که میزان فاصله و عمق مناسب هنوز نه تنها برای نگارنده بلکه برای بسیاری از اعضای شورای شهر و مدیران و مسوولان مربوطه هم مشخص نیست؛ زیرا مدیران سازمان قطار شهری اصفهان و حومه تا کنون هیچ گونه اطلاعاتی از پرونده مترو منتشر نکرده اند.
جان کلام اینکه، بر اساس شواهد موجود و نبود اطلاعات کافی از قطار شهری به ویژه در قطعه میانی آن، میراث فرهنگی این مرز و بوم و گوهر تابناک اثر معماری عصر صفوی یعنی مدرسه چهارباغ در خطر می باشد. البته این رشته سر دراز دارد؛ چرا که تونل مترو پس از عبور از چهارباغ عباسی به اثر منحصر به فرد دیگری به نام سی و سه پل برخورد می کند. حال طراحان و کارشناسان شهرداری و سازمان قطار شهری اصفهان برای عبور قطار از زیر یا روی سی وسه پل چه طرح و نقشه ای را پیش بینی کرده اند، نمی دانم!
***
به اعتقاد نگارنده؛ شاید اکنون نیز دیر شده باشد، اما در صورت انجام حفاری در چهارباغ عباسی، باید هر چه سریع تر از ادامه این کار جلوگیری کرد. خیابانی که روزی روزگاری عروس خیابان های جهان بود و هر شهروند این دهکده جهانی، نمونه ای از آن را برای شهر و دیارش آرزو می کرد، خطر را در دامان خویش احساس می کند. آری؛ اگر بر حفاری های مترو پایانی نباشد، چهارباغ به باغی پژمرده و بی ثمر بدل خواهد شد برای جولان اسب آهنی و مسافران آن.
بازکن پنجره را
که دو روزی دیگر
نه ز آن پنجره ماند اثری
نه ز تو نام ونشان و خبری ....